وزن هر اقلیم و ولایتی رابا ستارگان و مشاهیر علم وادب و هنر ان میسنجند . و ان به حساب نمیاید مگر اهالی ان دیار متولی لایقی باشند وعیار خود را با محک انان ارزیابی نمایند. به راستی ما مردم غرب مازندران یا به عبارت تاریخیتر اهالی رویان ورستمداریان تا چه اندازه شاعر و قصیده گوی توانای خویش را می شناسیم.    شیخ قطب الدین رویانی یا بنابر گفته استاد باستانی پاریزی شیخ قطب چالوسی شاعر طبری گوی قرن هفتم هجری عارف بلند مرتبه ای بود که سلطان سنجر سلجوقی به زیارت او مشرف می شد. متاسفانه دیوان اشعار مازندرانی او مانند بسیاری از اثار گهربار ادبی ما بدستمان نرسیده است . ولی قصیده ماندگاری که در دوران خودش بسیار زبانزد بود در کتاب تاریخ رویان اولیاالله املی دردسترس میباشد که بیانگر قریحه بلند شاعر و توانمندی و غنای گویش طبری می باشد . شگفت اور انکه این قصیده زیبا که در وصف بهار و شکار و طبیعت شگرف کوهستان چالوس و رویان میباشد همچون شعر مولیان رودکی بزرگ منشا تاثیر و تحول گشت و حاکم رویان و اسپهبد طبرسبان را از اردوی جنگ و محاصره قلعه اسماعیلیان در دامغان نیمه شب به دیار کشاند و شوق دیدار ولایت را به دشواریهای بعدی از جانب حکومت مرکزی ایران ترجیح دادند. بجاست پاسدارانی شایسته برای میراث گرانسنگ خودمان باشیم و بایسه است تا دانشگاه ازاد چالوس ویا یکی از مراکز فرهنگی شهر را به نام این شاعر خوب مان مزین سازیم . انجمن طایفه میردار از مسولین محترم تقاضا میکند تا به این پیشنهاد اعتنای جدی نموده و دانشگاه ازاد شیخ قطب چالوس را مایه مباهات شهرمان سازیم. به امید همتی والا