ملک بیستون ناماور نامی را برخی از بزرگان رویان(غرب مازندران را رویان وگاهی رستمدار می گفتند و حکومتی نیمه مستقل از طبرستان داشته ودر دست خاندان بادوسپان بوده است)که ادعای خویشاوندی با خاندان بادوسپان را داشت بی صلاحدید اسپهبد ملک اردشیر شاه طبرستان بر تخت نشاندند ولی از سپاهیان اردشیر شکست خورده و به فرقه اسماعیلیان که در کوههای دیلم و سه هزار و الیت ودلیر مستقر بودند پناه برد اما فرقه اسماعیلیان که نزد حاکمان به ملحدین معروف بودند اورا قبول نکرده وبه شاه مازندران در قبال دادن هریجان قصد معامله داشتند.

(اورا ملاحده با خود نگرفتند و پیش ملک اردشیر فرستادند که هرجان را به ما ارزانی دار،تا ملک بیستون را گرفته با تو سپاریم.

ملک اردشیر گفت که او کیست در همه جهان که من از برای خون آن مجهول ناشناخته ، کلوخی به ملحد دهم یا به بود و نابود او التفات نمایم.)

برگرفته از تاریخ رویان نوشته اولیاء الله آملی در قرن ششم وهفتم هجری قمری